دختر گلم خیلی وقته برات هیچی ننوشتم ... کو تاهیمرو ببخش....
تابستان امسال بالاخره تموم شد .... ..
داری میری کلاس دوم و برای من سخته که با ور کنم اون هلوی کوچیکی که 7 سال پیش گذاشتنش تو بغلم حالا دیگه اونقدر بزرگ شده که بره کلاس دوم... برا ی من نامه بنویسه ادای دکترا رو در بیاره تازه به من بگه دوست دارم خواهرم باشی ..... خودش بتونه حموم کنه .... خودش خیلی از لباساش رو انتخاب کنه و به قول خودش مد روز باشه ....
امسال پشه ها امان ندادن به تو ....
اول تابستون که بازوت رو نیش زدن و حساسیت دادی .... این هفته اخر هم که پیشونیت بود و صورتت به طور کل ورم داشت طوری بود که دیگه کس نمیشناختت ...
قربونت برم من که صبوری که ناز داری که عزیز دل من هستی سال جدید تحصیلیت مبارک ....
دخترک ما رو نمیدونم چی نیش زده اونم درست تو روز تعطیل .... از اول صبح یکم جای نیش زدگی میخارید ... براش لوسیون زدم افاقه نکرد .... تا ظهر یه کم بهش کتو تیفن دادم خوابید .... بعد از خواب وقتی بلند شد دیدم هی میگه حال ندارم .... مامان نفس نمیتونم بکشم ... مامان چشمام سیاهی میره ... داشتم از ترس میمردم بردمش نزدیکترین درمانگاه .. گفتن حساسیت داده ... فشارش روی ٨ بود رنگ هم به صورت نداشت .... بهش سرم وصل کردن ..


مژده در یک روز بهاری



